هم سلولی...



می ایند /می روند/ می کارند/درو می کنند/


زهدان عشق را به فریب



کاش زبانم ان قدر تیز بود /قلمم ان قدر کند نبود/

این روزها لاشه لاشه کرده اند

گونه ی عشق را/




بر زهدانت تاختند ای زیبا ترین و پاک ترین ناموس بشر

هر که تاخت نیش خند بر پوزه اش

ترکت کرد/




این همان چیزی بود که خدا برایش ایستاده دست زد

ما چه خوش درخشیدیم

به رقص اندامت

عشق/




 در بی حواسی گام زدن در سرزمین عشق

همین است

برزخش جز تباهی نبود

تباه شد

زهدان پاکت/




درد یعنی همین که در هر سرزمینی پا گذاشتیم

حرفشان عشق بود

و قلبشان

هوا/




باید نگرش را تغییر داد اغوش عشق /اغوش هر جایی نیست

اغوش هر دمی نیست

اغوش هر کسی نیست

اغوش بی نفس نیست

اعوش زخم نیست

اغوش هوا نیست

اغوش عشق پاک ترین اغوش است اغوش فرشته ها را به

به حرکت چشم باید در قلب ها

اندوخت/


farhan111 + چهارشنبه 01 آبان 1392 / 23:13 / ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
- Online Support by www.1abzar.com --->