هم سلولی...
تا حالا شده فقط یک نگاه اسیرت کنه . . بعضی ادما رو نگاه نباید کرد . . اگه نگاهشون کنی . . یک عمر باید کولی بدی.....اینا دزد ادمند . . لامروت ها نمی دونم چی تو چشماشون دارن که مثل برق سه فاز میگره کوچ پرنده ها به من اموخت . . . هوای رابطه که سرد شد . . . . باید رفت ایستگاه همان جایی است که دیگر کسی . . بودنت را انتظار نمی کشد . . خواه قدم اول خواه قدم N ام . . بیهوده جان کندن است اگر قدم از قدم برداری بعضیام هستند کارشون کشتن ادم هاست . . عاشقت میکنند . . بعد قهر میکنند . . اما یواشکی لعنتی ها حواسشون به حتی تعداد خمیازه هاتم هست . . به اینا میگن عزرائیل هر شب از یه قسمت از بدن . . خیلی اروم ...با صبر....جان می گیرند . . یه دفعه خلاصت نمی کنند ÷یکی پیدا شود معنا کند . . ادم های این دوران مبهم را . . هر حرف هر کلمه . . انگار متفاوت است .....از انچه بیرون رانده می شود از صندوقچه ی دهان ها . . اینجا ابهام است و ابهام . . دود است و ماشین...اهن است و یک دنیا خراش که رنگ شده اند . . کاش بیاید روزی که کلماتمان انچه باشد می گوییم . . نه انچه که می خواهیم رخ دهد دیوانگی که شاخ و دم ندارد . . همین که جماعتی . . ماهی را درون تنگ زندانی میکنند دلیل خوبی است . . حتی ماهی درون تنگ هم دیوانه است . . که عمری دریایش را به رقص . . اجباریه درن تنگ فروخته....ادمی اگر دیوانه نبود . . مفت خود را به خود درونش نمی فروخت بین یک چیز همیشه درجا میزند این ذهن . . ایا . . فردا ان چیزی خواهد شد که امروز را . . به امیدش سنگ دل تراشیدم . . یا اینکه از پس امروز فردایی ساز ناکوکش را با نیش خند . . به رخم خواهد کشید تصاویر تکراری...حرف های تکراری . . ایا در بین این همه تکرار . . باید عشق ادم ها تکراری شود . . وای به روزی که ادم ها خسته شوند از صورت ها ی هم . . تکرار شویم هر ثانیه برای هم . . اما هرگز تکراری نشویم برای هم دوست داشتنی اند . . . . ادم هایی که . . . شبیه حرف هایشان هستند پادشاه باش . . . حتی اگر قلمرو ات . . اندازه اش در حد عرض شانه هایت باشد