هم سلولی...
در انتظار تو کاسه ی صبر که هیچ . . صبر کاسه هم لبریز کرد . . نیست خیلی جذاب تشریف داری . . والا صبرم اندازه داره/ دیگر به تو فکر هم نمیکنم . . نه شب نه روز . . باران میخواهد ببارد یا نه . . هوا سرد باشد یا نه . فقط خدایا . به کسی نگو دروغ گفتم . تب کند مرده ام/ به سلامتیه دوستی که . . دلش پر از درد بود . . اماااااا . برای دقایقی هر چند کوتاه . . سر سفره ی دردهام نشست . . وچند تا لقمه خورد بعضی وقت ها خبر های خوب . . اون قدر دیر میرسن . . که رو میکنی به خدا و میگی . . نخواستم مال خودت . وقتش گذشت بازی با دنیا بیهوده است . . همه اش برنده می شود . . لعنتی یک بار نباخت که دل ادم خوش باشد . . سوت پایان کلنجارها را باید زد . . وقتی بردی نیست/ خیس و ترند تمام خاطرات سرزمین . تو . . رنگ دارند امااااا . . سرخ سرخند مانند گونه هایمان . . هنگام وداع . . مانند چشم هایمان هنگام جدایی . فرقی ندارد کجای این خاک اماااا . یادت همیشه خیس و بارانی خواهد ماند/ تمام خستگی هایت را . . یک جا می خرم . . تو فقط قول بده . . صدای خنده هایت را به کسی نفروشی/ هر روز یاد تو از سقف . . لحظه هایم میچکد . . اگر باران بند اید . . از این خانه خواهم گریخت/ . برای همیشه دل تنگی . . . یعنی دیروزی که بودی . .امروزی که نیستی . فردایی که پر است از جاهای خالی . . و علامت ها ی . ؟!؟!؟!؟!؟!؟! عجب سرما زدگیه عجیبی است . . لال میکند زبان را . . یخ میبندد صدا . . و عاشقانه ها مثل چای های یخ کرده از . دهان برمیگردد . شاید رنگ ها و دل ها قاطی شده باشند