هم سلولی...
جفتک عجیبی دارند چهار ستون بدنشان رقص های اواره است روی شانه های خسته چه بارویی می روند..انگار هفت جدشان وارث ..انسان است میتازند. و .می تازند می برند...و می اورند زخم می زنند و..درمان نمی کنند چه سکوتی نشخوار میکند ...ادمی که فقط چهار دیواریه اتاقش را دیده و هم بازیه تنهایی اش..عروسک های زیبایش بوده اند خشک و ترش را میسوزانند این بیرون هوای ...باغ وحش دارد...و باغش وحش جای وحوش است اینجا ادم زندگی میکند
farhan111 + یکشنبه 09 شهریور 1393 / 12:51 /
ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران