هم سلولی...
یکی به خیالت شب بیدار مجنون یک دیدار بی خواب و مشعوف یک نیم نگاه .... دیگری بیخیال بیخیال...نشسته گوش .....پشت این دیوار نه پیامی ... که ای دیوانه ...تو ازادی ...پس یه خواهش دست بردار ... چه دنیای نگون بختی شده دل سپردن... چشم دوختی ... در سکوت مردن ... تهفه اوردن...بی جهت روی دو پا ...در اضطرابش رنگ زرد بی وفایی روی صورت پاشیدن
نظرات شما عزیزان: