هم سلولی...



گلوله بارنم میکنند

وقتی تو را

زخمی نشسته ..بر زانوی تنهایی

سرگردان کوچه های بن بست

نظاره میکنم

.....

گل باران قدومت اشک چشم های من است

تنها سهمم از روز های

نبودنت پیش کش

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + جمعه 31 خرداد 1394 / 21:24 /


دیگه این ته نامردمیه

اونی که دوستت داشت ...تو به هر دلیلی باهاش نموندی

بیا ی پشت سرش هزار تا عیب

ریز و درشت

تراش کنی

...

اخه تراش...کم بتراش...

والا تیغت کند میشه مجبوری برگردی تا دوباره

تیغ کند شدت تیز کنی

اخ که اون موقع...اگه این دل لامروت دلش بیاد چه دلی ازت داغ میکنه/

 

 

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + جمعه 31 خرداد 1394 / 21:13 /


برخی ویران نیستند

که شانه شوی ...برای خستگی هاشون...

//

/

ویران گرند

باید همچین زیر سرون خالی کنی تا با

مخ برن تیپ 

زمین/

❥.FAR.❤.HAN.❥ + جمعه 31 خرداد 1394 / 21:4 /


دوایی دارویی

.

.

نیست ایا...که این حیوان عجیب الخلقه

که همه اش فقط نیم مثقال زبان است

کم تر پارس کند

شاید هنوز وقت برای ادامه ای ارام باشد از دست

این برخی دو کله های پوک

زبان بر نیزه فریاد

اخ که اگر داروغه ای باشد

گردن اویز کند...شهر کلاغ های قیل قال...کال پرست

دنیا گلستان می شد

شلیکش کن داروغه....بگذار برخی فدای برخی نشوند/

❥.FAR.❤.HAN.❥ + جمعه 31 خرداد 1394 / 18:48 /


 من هم 

.

.

از همهمه ی اهل زمین

.

.

دلگیرم

 

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + جمعه 31 خرداد 1394 / 18:19 /


مثل مادری که کودکش را به اجبار

غدد نا فرجام

سینه اش....جدا میکند

از خود

....

 ادمای وحشیه سر به هوا هم به سبب غدد هریس

هوای چند رنگیه دلشان

چه مغرورانه

از یاد می برند انان که

عاشقانه ...دوستشان دارند

این یعنی رگای زود رس عشق

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + جمعه 31 خرداد 1394 / 12:39 /


پشت این بغض ها

...

بید شکسته ای مغرور

نشسته

.

.

که فکر می کرد با این اوضاع نمی لرزد

اما بغض سنگین تر از این این خیال ها بود

لاجرم به فریاد شده

دارد می ترکد 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + جمعه 31 خرداد 1394 / 12:2 /


به ریسه می شکم

...

اشک هایم

...

.

امشب چه قدر دلم  ......... چراغانی می خواهد/ 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + جمعه 31 خرداد 1394 / 11:46 /


حرف

بعضی حرفا رو

هر چه قدر هم بقیه بگن

تا خودت تجربه نکی و

به غلط کردن نیوفتی باور نمی کنی.....!

❥.FAR.❤.HAN.❥ + جمعه 31 خرداد 1394 / 11:33 /


می روی

و من تحمل میکنم نبودنت را

.

می مانم

.

و تو فراموش می کنی بودنم را

.....

..

.

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + جمعه 30 خرداد 1394 / 1:8 /


دنیای من 

کوچک است...نه اینکه ظرف باورم کوچک باشد نه

کوچ است ان قدر که

هر کسی از راه رسید

دست نوازش کشید و رفت

دستانی سیاه ....خشن ...

هر گوشه ای از مرا با خود کند برد

نمی دانم چگونه این پازل ...تکه تکه شده را باری دیگر

بچسبانم..تا مثل روز اولم

بلند بلند 

بخندم ...ان گونه که ....فریاد خنده ها زخمی کند تن اشک های

امروزم 

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + پنج شنبه 24 خرداد 1394 / 20:57 /


زندگی چشم هایی دارد

به رنگ

تلخ 

ان قدر پر است رنگش  ....چشم دل میزند

برخی روزهایش اندازه ی سال است

نمی گذرد

تا از جنازه ات نگذرد

....

این روزها روزهای حواس پرتی نیست 

مراقب ادم هایی 

باش که شیرین می ایند 

اما رنگ تلخ پر رنگی تا ابد بر صورتت خال کوبی میکنند

 

 

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + پنج شنبه 28 خرداد 1394 / 20:23 /


لعنت به شهری

که عشق را

به فالی می فروشند

...

لعنت به ذهن هایی که واسه ذهن ادما شغل می سازند

چه کهیر زشتی زده 

چه خرابه ی متروکه ای

چه کلمات سرگردانی 

چه دنیای غریبی

  چه انقلابی میکنند تناقض ها ...چه هجومی می برند

ساده زیستن 

مرددددددددددددددددددد

❥.FAR.❤.HAN.❥ + پنج شنبه 21 خرداد 1394 / 20:17 /


داشتم از صداقت برایش میگفتم

از اینکه باور کند

با او می مانم

....

...

اما بغض که امد صدا قطع شد

همین حوالی

دلی تنگ شد

...همین شد که ....جانم به یکباره از تنم قطع شد

وقتی از دیروز صدایش قطع شد/ 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + پنج شنبه 23 خرداد 1394 / 13:8 /


همه را صدا زدم

جز خدا...

.

.

هیچ کس پاسخم نداد

جز خدا 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + پنج شنبه 22 خرداد 1394 / 11:13 /


به اندازه ی تمام سه نقطه های

دینا با تو حرف داشتم

.

.

اما

.

.

س ه ن ق ط ه/ 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + پنج شنبه 21 خرداد 1394 / 10:55 /


می خندم!دیگر تب هم ندارم... داغ هم نیستم...دیگر به یاد تو هم نیستم

...

سرد شده ام سرد

شاید ...شاید دق کرده ام...

کسی چه می داند

بی حسم کردی ....نسبت به تمام حس های دنیا/

❥.FAR.❤.HAN.❥ + پنج شنبه 21 خرداد 1394 / 10:39 /


سرش روی شانه های مترسک بود

هیچ صدایی نبود

اخرین ثانیه 

اخرین لحظه

صدای نااشنایی ..بوق خفقان پاشید...

بوق پشت خطی

امانش را برید... 

این شروع قصه بود.....پایانش دیگر این قصه

خیانت بود

وجدایی...خوش به حال خط هایی  

 که  فقط برای یک نفر به صدا در می اید

❥.FAR.❤.HAN.❥ + پنج شنبه 21 خرداد 1394 / 3:30 /


مرا با خود می برند

به کجایش را نمی دانم ....

فقط ساعت هاست ....نمی دانم کجاست اما اشناست

یک خاطره  

بیش تر نبودی 

اما انگار تمامم شدی...می دانم این شب بیداری ها

به دار خواهند کشی

این جسم را

کاش در بند کشند ...مرا برای همیشه جدا از این سرزمین

........

تکرار می شوی ...تکرار نشدنی...

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + پنج شنبه 20 خرداد 1394 / 3:23 /


روی دست می خوریم...از دستانی که

تاب نداشتیم

حتی برای یک لحظه...احساس سردی کنند

چمدانت را ببند

تو از اول فقط تکیه گاه بودی

فصل سرد تنهایی شان که پر شد

تازه فصل تنهایی تو شروع خواهد شد

کاش وقتی پرنده را از همان اول پر می دادی

مزرعه به تاراج رفت...

تو هم تاراج موری زیر خاک...و ارزوهایت سر به افلاک

پا مکوب زمین خیلی وقت است سست و بی دوام گشته

بی خیال این عق دیگر نفرت گشته/

❥.FAR.❤.HAN.❥ + پنج شنبه 20 خرداد 1394 / 3:7 /


 گفتی فراموش کن.....ساده است/

.

.

تو فراموش کن 

.

من این ساده ها را

بلد نیستم/

❥.FAR.❤.HAN.❥ + پنج شنبه 20 خرداد 1394 / 2:5 /


وقتی تمام دنیا از تو برید

وقتی حتی دیوار اتاقت تحمل شنیدن هق هق هایت را نداشت

وقتی زمین ...اسمان ناله هایت را تمسخر کرد

وقتی تو را با تمام بودنت انکار کردند

این را بدان خیلی بزرگی

می دانی رفیق

حس خدا هم این روزها...همین گونه است

قدر خودت را بدان

تو حالا نزدیک ترین موجود هستی به خدا

مبارکت باشد/ 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + چهار شنبه 21 خرداد 1394 / 21:59 /


عشق همین است جانم

بدن درد دارد

سرگیجه دارد......دوری و تنهایی دارد

غم دارد...بی قراری دارد

...

.

اما این زیبا گونه ی درون ادمی هرگز با نفرت سازگار نیست

زیباست

لطف میکنیم اگر خرابش نکنیم/ 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + چهار شنبه 19 خرداد 1394 / 20:47 /


فصلیست برایم به نام تو

فصل 5 زندگی

را با تمام وجود دوست دارم

نه سرد ...نه گرمی

نه خزان میکنی...نه خواب اوری

فصل تو سرار زندگیست

شوق است

ماندنی هستی ...در من بمان/

❥.FAR.❤.HAN.❥ + چهار شنبه 18 خرداد 1394 / 18:5 /


درد هایت را مگو 

بغض هایت را خفه کن

غصه هایت را سوت نکش

سرم سوت می کشد

دردم می اید...لعنتی 

سکوت کن بگذار در سکوت بمیرم 

مگر نمی دانی ادم ها سوزن به دست اماده اند بادکنک بغضت را ترک دهند تا

رسوایت کنند ...بین هوا معلق 

پس ارام جگر بسوزان

ارام 

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + چهار شنبه 19 خرداد 1394 / 12:44 /


 اونایی رو که با من دوست ماندند

دوست دارم

.

اونایی رو هم که با من ساز مخالف امدند را هم

.

 دوست دارم

.

نمی دونم اما تمام ادم ها را دوست دارم

.

ارزش ندارد اون قدرا نفس نمی کشیم که 

بخواهیم راه نفس هم نوعمان را سد کنیم

.

حالا دوستم داری ایااااا؟

❥.FAR.❤.HAN.❥ + چهار شنبه 18 خرداد 1394 / 12:23 /


تهی از تعقل

اکنده به .....حرف.....باطنی سست

لحظه ای 

بی دوام و یا یک نگاه شکل می گیرند

حصار تن غالب بر حقیقت عشق گردیده

و خلاصه اش رفیق این است

خنده دار شده ایم

مثل بازیه گل یا پوچی که گل یا اصلا در هیچ کدام از دست ها نیست

یا دو گل در بازی هست

فریبی بیش نیست....فقط بازیش میکنیم/

❥.FAR.❤.HAN.❥ + چهار شنبه 18 خرداد 1394 / 7:58 /


تو را در بهترین جای قلبم مومیایی

کردم

...

ارام بگیر...راحت بخواب

...

انجایی که خال کوبیت کردم...غم هایش سم پاشی شده

...

اینجا این بیرون ..روی زمین ...جای راهی شدن است....فانی شدنیست

کنج قلب مرا بگیر 

و رهایم نکن

تو خیلی وقت است...جان از کفم بردی

من دیگر خوب شدنی نیستم

من..بی..تو..می میرم/

 

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + چهار شنبه 17 خرداد 1394 / 2:47 /


با بدنی داغ

کله ای خراب

....

حواسی گیج

دهانی باز

....

دستانی لرزان

لحظاتی بیشمار

..

غرق در دیگری میشویم...ان قدر که  

ذهنمان استپ است

و چشم عقلمان کور......اما ان هنگام از خواب رویا بیدار می شویم

که پیرامون اتاقمان...سکوتی پر از احساس ترک خورده

لبخند میزند حماقتمان/

 

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + چهار شنبه 17 خرداد 1394 / 1:8 /


ذهن مرا درگیر عشقی خیالی کرد ورفت/

...

جمله های واضح دل را سوالی کرد و رفت/

....

چون رمیدن های اهو..ناز کردن های او/

....

چشم و دستان مرا حالی به حالی کرد ورفت/ 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + سه شنبه 16 خرداد 1394 / 21:44 /


تا خدا بنده نواز هست 

به خلقتش چه نیاز/

///

/

می کشم ناز یکی

تا به همه ناز کنم/

///

/

.خدایی که همین نزدیکی سکوت میکند تا فریادش کنم/

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + سه شنبه 13 خرداد 1394 / 21:29 /


نبار باران.........

/////

///

//

/

عاشقانه اش نکن

.

من ...او......ما نشدیم/ 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + سه شنبه 11 خرداد 1394 / 21:20 /


دستور میدهد

 نق میزند

شمشیر میکشد

تاب برش میزند

بی قرار میکند...بی رحمانه ...شلاق می زند

این پادشاه

حس بدی دارد...جلاد خشنی که

این روزها در من

پادشاهی فرمان روایی می کند.....

به نام تنهایی/ 

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + سه شنبه 11 خرداد 1394 / 21:9 /


کلمات این منظم شده ی حروف

چه میکنند

با ادمی

گاهی فقط یک کلمه زندگی میسازد

...

.

گاهی فقط یک کلمه

ویران ساز است

قبل از اینکه حرفی یا کلامی بچرخانیم

فکر عاقبتش را هم بکنیم/ 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + سه شنبه 15 خرداد 1394 / 18:36 /


برای تمام خطاهایم

گناهانم

.

.

با تو هستم

.

ای انکه دیدی و لب دوختی....تو که همیشه چتر وفایت

مخفی کرد عصیانم

.

عفوم کن 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + سه شنبه 10 خرداد 1394 / 13:36 /


برای تو اینجا منی است

بی قرار

///

//

/

برای من اما

.

انجایی توییست بی خیال/

❥.FAR.❤.HAN.❥ + سه شنبه 11 خرداد 1394 / 13:19 /


خورشید را در اغوش گرفته ای

...

پاهایت را به بوسه ی دریا سپرده ای.....

...

موهایت  را به دست نسیم

.

چه

خوش

غیرتم

من/

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + سه شنبه 10 خرداد 1394 / 11:54 /


 چه تناقض تلخی 

شده ام

...

دلم شورت را می زند

.

اما

دستانم نمک ندارد/

 

 

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + سه شنبه 10 خرداد 1394 / 11:41 /


مراقب باش

به هر کسی دل نده

عاشق هر کسی نشو....واسه هر کسی شونه نشو

گلم دنیا پر تله هایی

با گره های کوری شده

که با هیچ 

ذهن بیداری...باز نمیشه

اینا قصد ماندن که ندارند....وقتی ویروس پاشیدند

وقتی فهمیدند

بیمار شدی

یه دفعه ...چمدونشون رو می کنند...مراقب باش/

❥.FAR.❤.HAN.❥ + سه شنبه 10 خرداد 1394 / 8:12 /


خدایا.......

///

//

/

زمین...

/

نمی ایی؟؟؟ 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + سه شنبه 8 خرداد 1394 / 7:22 /


می اید

به دیدارم ......

....

.

.

از بهشت به جهنم

...

.

.

مادرم

❥.FAR.❤.HAN.❥ + سه شنبه 9 خرداد 1394 / 6:50 /


اشک ها قطره نیستند

بلکه کلماتی هستند که می افتند فقط به خاطر

اینکه کسی را پیدا نمی کنند

که مفهوم این

کلمات را درک کند/

 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + دو شنبه 8 خرداد 1394 / 21:25 /


سلامتیش

اونی که هزار تا غم تو دلش داشت

....

اما وقتی باهام حرف زد

...

از غماش گذشت

واسه درد های دلم

سنگ صبور

شد/ 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + دو شنبه 8 خرداد 1394 / 13:35 /


همیشه چرخ این دنیا به کام تو نیست

بمان و تماشا کن

.

انکه برای ماندنت روزی دستی بر اسمان

داشت

.

حالا برای رفتنت نذر کرده

اماده باش

روزهای سخت در راه است/ 

این نه تهدید است

نه نفرت

فقط برداشت دانه ایست که بادست خود کاشتی/

❥.FAR.❤.HAN.❥ + دو شنبه 7 خرداد 1394 / 13:30 /


مثل تمام ان چیز هایی که گرفتی

قرار

.

اعتماد

.

تاب

...

بگیر دیگر جانم را هم بگیر/ 

❥.FAR.❤.HAN.❥ + دو شنبه 6 خرداد 1394 / 10:26 /
- Online Support by www.1abzar.com --->